بایگانی

بایگانیِ فوریه 2010

تشکر

فوریه 26, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

با تشکر از تمام دوستانی که نظرات خصوصی ارسال میکنند ، واقعاً ممنون

دسته‌ها:سر راهی

راحت شدم

فوریه 23, 2010 6 دیدگاه

سلام ، امروز خودم رو از پیله ای که دور خودم پیچیده بودم خلاص کردم . واقعاً باید این حرکت من رو در تاریخ بشریت ثبت کنند . عجب حس خوبیه ، اینکه میفهمی میتونی بعضی کارها رو انجام بدی . لطفاً این جمله رو هیچ وقت فراموش نکنید       (( اگر بخواهم حتماً میتوانم ))

دوست من

فوریه 19, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

سلام ، میخوام امروز یکی از بهترین دوستام رو بهتون معرفی کنم

جان

فوریه 19, 2010 3 دیدگاه

سلام

دیروز بعدالظهر حدود ساعت 7 داشتم رانندگی میکردم و به موضوعی فکر میکردم . یک لحظه از سمت راست اتومبیلی که با سرعت کمی در لاین سوم در حال حرکت بود سبقت گرفتم که ناگهان با 2 پسر و یک دختر وسط خیابان روبرو شدم که انگار در حال قدم زدن در شانزلیزه بودند . نفهمیدم چطوری ترمز کردم و چطوری باهاشون تصادف نکردم ، تمام این چند ثانیه فقط چشمم به جلو ماشین بود که باهاشون تصادف میکنم یا نه ، چند ثانیه ای که ممکن بود زندگی من رو تغییر بده . از شدت عصبانیت هم از دست خودم و هم از دست اونا نمیدونستم چی کار کنم ، فقط ماشین رو وسط بزرگراه ول کردم و دویدم به سمت اونا ، کمی جروبحث کردیم و بعد برگشتم و سوار ماشین شدم . دستام داشت میلرزید ، کاملاً شوکه شده بودم ، بعد از چند ثانیه که حالم بهتر شد با خودم فکر کردم که کشتن یه نفر دیگه خیلی حس غیر قابل توصیف و غریبیست . اومدم خونه  و فیلم وقتی همه خوابیم رو نگاه کردم .

موسیقی

فوریه 15, 2010 3 دیدگاه

واقعاً عجب معجزه ایست این موسیقی سنتی

بیداد (استاد محمد رضا شجریان)

گرچه یاران فارقند از یاد من           از من ایشان را هزاران یاد باد

دسته‌ها:موسیقی, دلتنگی ها

88/11/22

فوریه 12, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

اولین چیزی که راجع به تاریخ بالا جلب توجه میکنه اینه که این تاریخ هر 11 سال یکبار تکرار میشه ، باید دید 11 سال دیگه در این روز چه اتفاقی می افته.من 22 بهمن 88 را از نزدیک درک کردم شاید روزی در خاطراتم نوشتم چرا ؟ اولین چیزی که بسیار جلب توجه میکرد ، حضور بی سابقه ماموران امنیتی در مراسم و البته در سطح شهر بود و سپس حضور بی سابقه اتومبیل و انوبوسهای فاقد پلاک در مراسم بود و 100 البته حضور هموطنان شهرستانی که برای حضور در این مراسم بوسیله این اتومبیل ها خود را به تهران رسانده بودند.البته از برگزار کنندگان مراسم باید تشکر کرد که  تدارک ناهار رو دیده بودند تا حداقل دوستانی که قدم رنجه فرموده و تشریف آورده بودند گرسنه نمانند.

ناهار مشترک

فوریه 5, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

سلام امروز ناهار رو با یکی از دوستان خوبم میل کردم ، کلی حال داد.جای شما خالی

من کاملاً رو راستم

فوریه 3, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

چی میشد اگه ما اینقدر ریا کار نبودیم؟

دسته‌ها:دلتنگی ها, سر راهی

ما همه با ادبیم

فوریه 3, 2010 ۱ دیدگاه

امروز بعد از بازی استقلال و پرسپولیس داشتم از آزادی میرفتم به سمت چهار راه ولی عصر ، اولین چیزی که خودنمایی میکرد حضور چشمگیر ماموران نیروی انتظامی بود وبعد از اون حضور پرشور تماشاگران بی جنبه و بی ادب دو تیم بود ( من خودم از تماشاگران سفت یکی از این دو تیم هستم و اینکه جمع بستن درست نیست چون تماشاگر با فرهنگ هم داریم اما در اقلیت )واقعاً چرا اکثر ما تا عرصه رو کمی باز میبینیم از ادب و نزاکت بدور میشیم مثلاً حتماً باید وسط خیابون فحش خواهر و مادر بدیم و بعد هم اگه نیروی انتظامی برخورد کرد سریع میچسبونیمش به آزادی که بله اینجا آزادی نیست واقعاً بهتره اول از خودمون شروع کنیم.

دسته‌ها:فوتبال, سر راهی
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.